من در یک خانهام. خانهای که قشنگ است و دوستداشتنی. خانهای رنگی اما ناامن.راه میافتم و میروم. میروم و در راه دو خانه میبینم. من این خانهها را میخواهم، اما کدام راهم میدهد؟هر خانه قصهای دارد. شادی و غمی دارد.میگویند دردسرهای یک خانه بیشتر است و یک خانه کمتر. میگویند در یکی از خانهها باید قویتر باشم و صبورتر.و نمیدانم. شاید هم آن دو خانه مرا راه ندهند. شاید من دوباره برگردم به همان خانۀ قشنگ و دوستداشتی و رنگی و ناامن.و هر خانه قصهای دارد.
برچسب:
نویسنده: نیما رنجبر
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 17:16